نویسنده : dadashineet
تاریخ : سه‌شنبه 06 آبان 1393
نظرات 0

با هم سر جلسه امتحان بودیم. من جواب سوال ها رانمی دانستم. عرق کرده بودم. اما او تندتند جواب هارا نوشت.

برگه را دادبه مسئول جلسه بعد به من گفت:((قبول شدم.))

صبح که بلند شدم نمی دانستم تعبیر خوابم چیست.

فردا که خبر شهادتش را شنیدم فهمیدم که قبول شده.

اسمان مال انهاست


تعداد بازدید از این مطلب: 1393
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


به وبلاگ من خوش آمدید امید وارم لحظات خوشی را به سر ببرید


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران