شب_جمعه بود
بچه ها جمع شده بودند توسنگر برای دعای_کمیل
چراغا رو خاموش کردند
مجلس حال وهوای خاصی گرفته بود
هر کسی زیر لب زمزمه می کرد و اشک می ریخت
یه دفعه ای اومد گفت اخو یی بفرما
عطر_بزن_ثواب_داره
آخه الان وقتشه؟
بزن اخویی بو بد می دی
امام_زمان نمیاد مجلسمونا
بزن به صورتت کلی ثواب_داره
بعد دعا که چراغا رو روشن کردند
صورت همه سیاه بود
تو عطر جوهر ریخته بود!!!!!
بچه ها جشن_پتوی حسابی براش گرفتن....
{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}
طالع اگر مدد دهد....دامنش آورم به کف












