اون پسره رو یادته؟
همونی که فقط به عشق تو از خونه زده بود بیرون؟

یا اون دختره که زیر پرچمت قرار گذاشته بود؟

آقایی؟
دیگه نگی تنهاییا؟
اینجا کربلا نیس شمر و یزید داشته باشه
اینجا سرزمین شیعته....
اون پسره که دعوا را انداخته بود سر علامتی که تو شلوغی بهش بدن؟
اونا همش بخاطر تو بود آقایی

آقایی اون زنجیر زنایی که تا چشماشون به دخترا می افتاد؟
تازه یادشون میومد محکم تر زنجیر بزنن؟

هیئتاتو دیدی شبا چ شلوغه؟
یه وقت فکر نکنی واسه چیز دیگه ایه ها؟یا مال غذاست؟
همش مال توه
تو تنها نیستی












