نویسنده : dadashineet
تاریخ : سه‌شنبه 06 آبان 1393
نظرات 0

اندازه پسر خودم بود. سیزده چهارده ساله. وسط عملیات یک دفعه نشست.

گفتم :((حالا چه وقت استراحته بچه ؟))

گفت:((بندپوتینم شل شده, می بندم راه می افتم.))

نشست ولی بلند نشد. هردو پایش تیر خورده بود. برای روحیه ما چیزی نگفته بود.

اسمان مال انهاست


تعداد بازدید از این مطلب: 1508
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


به وبلاگ من خوش آمدید امید وارم لحظات خوشی را به سر ببرید


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران